مسئولیت انسان در برابر اسماء الهی (۱)(حشر/23-22)

­بسم الله الرحمن الرحيم­

قال الله العظيم­

«هُوَ اللَّهُ الَّذِى لا اله إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ»؛­

اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست ، دانای نهان و آشکار است، او رحمان و رحیم است

­«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ الله عَمَّا­يُشْرِكُونَ»؛

اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست ، همان فرمانروای پاک ، سالم از هر عیب و نقص ، ایمنی بخش ، چیره و مسلط شکست ناپذیر جبران کننده شایسته بزرگی و عظمت است. خدا از آنچه شریک او قرار می منزه است. (۲۲-۲۳ / حشر)

مسئولیت انسان در برابر اسماء الهی (۱

ایمان به مبدأ و اوصاف الهي سهم تعيين کننده در زندگی انسان دارد و عامل مهمی در پرورش و تربیت وی به شمار میرود و در واقع به انسان میفهماند که در برابر خداوند مسئول و پاسخگوست.

بهترین دلیل بر این مدعا دعای جوشن کبیر است که تمام فرازهایش توحید و زره واقعی انسان میباشد و آدمی را از هرگونه شرک نجات می دهد.­

برای اسماء الهی آثار فراوان ذکر شده است اما باید توجه داشت تعبیر ” ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها“­

منظور فقط دعوت به عبادت لفظی نیست گرچه آن هم ثواب دارد بلکه مقصود تخلق به مضامین آنهاست.

­به بیان روشن تر میتوان گفت افرادی که یادآور نام خدا هستند و او را با اسماء حسنایش ذکر می کنند در واقع به هر اسمی از اسماء کمال خدا برخورد می نمایند به نقصی که در خویشتن در مقابل آن کمال دارند ، پی می برند.

از سوی دیگر هر نیازمندی میتواند با تمسک به نامی از نامهای حسنای پروردگار ) نامی متناسب با نیاز خویش) گرفتاری خود را بر طرف سازد پرشماری اسمای الهی ، لطف خداست و گرنه پروردگار میتوانست با یک اسم­جهان را اداره کند­

نکته اول:­­آیات فوق در مقام شمردن طایفه ای از اسماء حسنای خدای تعالی است و اشاره به این نکته دارد که ذات اقدس الهی دارای بهترین اسماء بوده و منزه از هر نقصی است و آنچه در آسمانها و زمین است شاهد این معنا می باشد میفرماید او خدایی است که معبودی جز او نیست از غیب و شهود آگاه است” هُوَ اللَّهُ الَّذِي­لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الغيب والشهاده” عالم غیب و شهود در برابر علم خدا یکسان است چرا که وجود بی پایان­او همه حاضر و ناظر است.­

توجه به این نام غیب و شهود الهی سبب میشود که انسان خداوند را همه جا حاضر و ناظر بداند و تقوای الهی­پیشه کند. سپس در­ادامه آیه روی رحمت عامه او که همه خلایق را شامل میشود رحمن و رحمت خاصش که ویژه مومنان ­است (رحیم)تکیه شده است تا به انسان امید بخشد و او را در راه طولانی تکامل و سیر الی الله­ که در پیش دارد یاری دهد­

نکته دوم:در آیه بعد علاوه بر تاکید روی مسئله ،توحید هشت وصف دیگر ذکر کرده می فرماید: او خدایی است که معبودی جز او نیست “هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ

­حاکم و مالک اصلی اوست ، تدبیر امور مردم ، و اختیار دار حکومت بر آنان است « الملک » از هر عیب و نقص پاک و مبرا است «القدوس » هیچ گونه ظلم و ستم بر کسی روا نمی دارد و همه از ناحیه او در سلامتند « سلام » به بیان دیگر خداوند کسی است که با سلام و عافیت با تو برخورد میکند نه با جنگ و ستیز و یا شر و ضرر در عین حال پروردگار کسی است که به تو امنیت میدهد و تو را در امان خود حفظ می کند «مومن» ­وصف دیگر خداوند متعال « المهیمن » است به معنای حافظ و نگهدارنده و مراقب همه چیز.

خدایی که به اعمال ، آجال و ارزاق مخلوقاتش کاملاً آگاه است، ­امینی است که حق کسی نزد او تباه نمی شود و­ نیز بر ایمان مومنان شاهد و مراقب است.­

نکته سوم:­آشنایی با هر کدام از این اسماء الهی معرفت و مسئولیتی جدید به دنبال دارد از جمله نام هایی که در آیه شریف آمده است کلمه «عزیز» می باشد. معنای آن غالبی است که هرگز شکست نمی پذیرد و کسی بر او پیروز نمیشود و یا به معنای کسی است که هر چه دیگران دارند از ناحیه اوست اما آنچه او دارد از ناحیه کسی نیست.­

ذات اقدس اله با اراده نافذ خود به اصلاح هر امر می پردازد و این یکی از معانی است که در دل کلمه «جبار» نهفته شده است.­

معنای دیگر «جبار» یعنی اینکه خداوند کسی است که مخلوقات را بر امور غیر اختیاری مجبور می کند، و نیز­کسی است که حال آن ها را اصلاح و نقص هایشان را جبران می نماید، عظیم الشأن در ملک و سلطان است.

حال در ادامه آیه به صفتی می رسیم که کاربردش در مورد رذائل اخلاقی معروف است اما در خداوند متعال چطور می شود ؟!!! (المتکبر) باید گفت: ­پروردگار صاحب کبریایی و عظمت است و شایسته صفات تعظیم و برتر و­ بزرگتر از اوصافی است که شایسته ذات کبریایی او نباشد « المتكبر». این صفت وقتی در مورد خداوند به کار می رود به معنای آن است که پروردگار دارای بزرگی و کارهای نیک و صفات پسندیده فراوان است، اما وقتی در مورد غیر خداوند به کار رود آن است که افراد کوچک و کم مقدار ادعای بزرگی کنند و صفاتی را که ندارند به­خود نسبت دهند.­

در پایان آیه روی مسئله توحید که سخن با آن آغاز شده بود تکیه کرده می فرماید خداوند منزه است از آنچه شریک برای او قرار میدهند سُبْحَانَ الله عَمَّا يُشْرِكُونَ“­

­

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا